قصد دارم از بنیادیترین مسئلهی اعتقادی بشر بطور خلاصه صحبت کنم.
اینکه وجودی انکار ناپذیر، وجود دارد و یکتا است، قابل اثبات بوده و در این یادداشت اثبات وجودی میشود. حالا این با هر فردی است که به این وجود یکتا را به رسمیت بشناسد یا خیر. این اتفاق تغییری در وجود یکتای خدا، بوجود نخواهد آورد.
- آغاز میکنم با یک کجفهمی از واژهی «خدا». یکتایی که در این یادداشت اثبات میشود، دربرگیرندهی خدای ادیان نیز بوده، و در برگیرندهی تمام خداهای دیگری که بشر تعریف کرده و یا نکرده است نیز، هست و خواهد بود. ابتدا باید ببینیم که منظورمان از «خدا» چیست؟
بدلیل اینکه در این یادداشت، وجود خدا اثبات میشود، قاعدتاً نباید منظوری از این خدا وجود داشته باشد. بدلیل اینکه، این اثبات وجودی است و اعتقادی نیست.
بنابراین، اگر اثبات وجودی شد، باید چیز مورد نظر که در اینجا «خدا» است، نامی باشد که به یک مفهوم و یا واقعیت داده شده باشد. این اسم را شما میتوانید «خدا» نگذارید و هر چیز دیگری بگذارید. وقتی از اثبات وجودی صحبت میکنیم، نام معنی پیدا نمیکند، بلکه آن وجودی که بعد از اثبات، نام میگیرد، اهمیت پیدا میکند.
چیزی که وجود دارد، یک هستی است که از تمام ابعاد بینهایت است. وجود هستی انکار ناپذیر است. به عبارت دیگر، چیزی که از منظر نظر انسان - این انسان میتواند یک فرد باشد یا جمع - وجود دارد را هستی نام میگذاریم. از دید هر فرد این هستی میتواند و باید منحصر بفرد باشد، اما وجود خواهد داشت. فرض میکنیم شما فردی هستید که فکر میکنید دنیای خارج و حتی خود شما، خیال و توهم است و هیچ چیز در دنیا وجود ندارد و فقط خیال وجود دارد. حتی برای چنین انسانی نیز یک چیز وجود دارد و آن خیال و توهم است. دست کم ما میتوانیم ادعا کنیم که، برای انسان؛ وجود، وجود دارد.
+ یک مجموعه انتخاب کنید و اسمش را بگذارید O. حالا هر چه در هستی از منظر نظر شما، وجود دارد در این مجموعه بگذارید. در مقابل، شما هیچ چیز دیگری در دست نخواهد داشت که در این مجموعه نگذاشته باشید. حالا همان «هیچ» را هم در این مجموعه بگذارید. پس:
O = A + B
A = هستی
B = نیستی
مجموعهی O تعریف شد. این مجموعهی تمام چیزهایی است که در عالم وجود دارد.
این مجموعه، یکتا است و نام گرفته است. نام آن مهم نیست، بلکه وجود و یکتایی آن مهم است. یکتا است، زیرا میتوان آن را با یک نام نامید. بیشمار است زیرا مجموعهای است از بینهایت چیز که در هم تنیدهاند.
-- نکتهی مهم: یکتایی مجموعهی O نسبت به بیشماریاش اولویت دارد. زیرا، بیشماری در درون مجموعه اتفاق میافتد، اما یکتایی در بیرون مجموعه.
بنابر گفتهی ادیان، خدا خالق است و قادر است و در دست دارندهی هستی است که این مجموعه است. تمام صفات خدایی را که ادیان تعریف میکنند، شما میتوانید در مجموعهی O بیابید و حتی خودتان را. این مجموعه، خدای نیهلیستها را نیز در بر میگیرد.
هر چه هست و نیست، همین است که شما میتوانید اسمش را «خدا» بگذارید یا «بت» بگذارید یا «عالم» بگذارید و یا هر چیزی که میخواهید؛ اما وجود و یکتاییاش را نمیتوانید انکار کنید.
--- شاید بتوان توحید ابراهیم را به این تعریف شبیه دانست. خدای اسپینوزا و برکلی هم میتوانند نمونههای تلاش برای تعریف خدا در مجموعه باشند. و البته، «یک» مفهومی که فلوطین «plotinus» از آن صحبت میکند بسیار به این تعریف نزدیک و شبیه است. اما این تعریفی که من از وجود یکتا میکنم، صرفاً (Transcendental) یا به عبارتی غیر جبری و ماورایی نیست بلکه امکان غیر ماورایی بودن را نیز در خود دارد.
×این موضوع جای بسط زبانی بیشتر دارد که در حوصلهی این یادداشت نیست. هستهی مرکزی نظریه در بالا بطور خلاصه بیان شد.
پایان
این متن با بیحوصلهگی نوشته شده است. شما میتوانید از این لحظه به بعد آن را رها کنید.
بطور واضح در مقام یک محقق، میتوانم ادعا کنم که تمام چیزی که شما در اکنون خود هستید، با تمام متعلقات و پیوستهایی که به شما خواسته و یا ناخواسته متصلند، حاصل یک فرآیندی است که یکی از اجزای اصلی تشکیل دهندهاش گذشتهی شماست.
گونهای که در گذشته زندگی کردهاید، بیشک یکی از مهمترین و یا میتوان ادعا کرد که مهمترین عاملی است که در حال رقم زدن امروز شما است. به این دلیل، اگر اکنون آن چیزی که از خود انتظار داشتهاید نیستید، خودتان را سرزنش نکنید. آیندهی دیروز شما، که امروز شماست، تماماً به شما و رفتار و عملکرد شما بستگی نداشته است، بلکه به عوامل محیطی که شما در آن رشد کردهاید بیشتر مرتبط بوده است و خواهد بود. این گذشتهی شما همانند یک سایه بر تمام لحظات شما - آنهایی را که گذرانیدهاید، آنهایی را که میگذرانید، و آنهایی را که خواهید گذرانید - افتاده است و نبض آنها را در دست دارد.
شما در هر لحظه از زندگی میتوانید تصمیم بگیرید که آیندهیتان را خودتان بسازید و از این خیل خیال گذشته رها شوید، اما همیشه در پس زمینهی ذهنتان این نکته را در نظر بگیرید، آیندهی امروز شما، ناخواسته متأثر از گذشتهی شما خواهد بود. پس بنابراین سعی کنید، آنطور که میخواهید زندگی کنید، اما هیچ زمانی فکر آن را نکنید که تماماً آنی خواهید شد که نبودهاید.
پایان